رفتی و چشمای خیسم یادگاری از تو مونده
بی وفاییات هنوزم تو رو از دلم نرونده
چشم به راه تو میمونم تا که برگردی دوباره
می ترسم وقتی که نیستی
دل من طاقت نیاره
نموندی اما...خاطراتت توی قلب من می مونه
هیشکی مثل تو بلد نیست دلمو بسوزونه
تا وقتی که زنده هستم
چشم به راه تو میمونم
تو دیگه رفتی که رفتی
اما هر کجا که هستی
منو تو دلت نگه دار
با چشم های خیس و گریون
من میگم خدانگهدار

|+|
نوشته شده توسط پریسا در دوشنبه بیست و ششم آذر 1386 و ساعت 3:8 بعد از ظهر



در تمام طول تاریکی