![]()
دوباره غروب خورشید تو رو یاد من میاره
بردن اسم تو از یاد انگاری راهی نداره
میزنه نم نم بارون تا من از عشقت بخونم
میخوام از تو بگم امّا نمی تونم . . . نمی تونم
دیگه نیست از تو نشونی کجا دنبالت بگردم
هر جا ردّ پاتو دیدم دوباره گمش می کردم
دیگه باورم نمیشه که بیای پیشم بمونی
میدونم دیگه تمومه . . . میدونم تو هم میدونی
عزیزم جای تو خالی، توی این قصر خیالی
میدونم دیگه تو قلبت جایی واسه من نداری
میچکه قطره ی اشکی روی سیم سرخ گیتار
یاد اون روزای خوبی که دیگه نمیشه تکرار
هیچی بین ما نمونده، قاب عکستم شکستم
نمیدونم با کی هستی امّا من تنها نشستم
دوباره غروب خورشید، دوباره گریه ی بارون
تو رو یاد من میاره که ازم گذشتی اَسون
(ترانه سرا: پرهام)

(¯`v´¯)
`*.¸.*´
¸.•
(
قصه ی من
میخوام بگم دوست دارم، اشک چشات نمیذارن
همیشه اَرزوم بوده چشات واسه من ببارن
گلای توی باغچه مون هنوز واست منتظرن
یادت باشه دیر نکنی، گلا به قربونت برن!
قصّه ی مرگ عشق ما هنوز نمیشه باورم
دیگه چه فرقی می کنه؟ من که گذشته از سرم
حتّی دیگه یاد تو هم تو فکر من نمی مونه
کاش بعد مرگم یه کسی قصّه ی من رو بخونه
(ترانه سرا: پرهام)




در تمام طول تاریکی