فقط اسمي بجا مانده
از آنچه بودم و هستم
دلم چون دفترم خالي،
قلم خشکيده در دستم
گره افتاده در کارم،
به خود کرده گرفتارم
به جز در خود فرو رفتن،
چه راهي پيش رو دارم
رفيقان يک به يک رفتند
مرا با خود رها کردند
همه خود درد من بودند،
گمان کردم که همدردند
|+|
نوشته شده توسط پریسا در جمعه یکم تیر 1386 و ساعت 1:29 قبل از ظهر



در تمام طول تاریکی