![]() |
![]() |
|
| ...یاد من باشد تنها هستم ماه بالای سر تنهایی ست... |
|
نوشته های پیشین
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
در تمام طول تاریکی
سیرسیرکها فریاد زدند: "ماه.ای ماه بزرگ..." در تمام طول تاریکی شاخه ها با آن دستان دراز که از آنها آهی شهوتناک سوی بالا می رفت و نسیم تسلیم به فرامین خدایانی نشناخته و مرموز و هزاران نفس پنهان.در زندگی مخفی خاک و در آن دایره ی سیار نورانی .شبتاب دقدقه در قفس چوبین لیلی در پرده غوکها در مرداب همه با هم .همه با هم یکریز تا سپیده دم فریاد زدند "ماه..ای ماه بزرگ..." در تمام طول تاریکی ماه در مهتابی شعله کشید ماه دل تنهای شب خود بود داشت در بغض طلایی رنگش میترکید |
|
RSS
|