تبليغاتX
a href="http://www.bigoo.ws">image hosting

image hosting

...شبهای تنهایی ماه...
در کنار ساحلت من قایقی شکسته ام ، تو همان ساحل عشقی که بهت دل بسته ام  

دیرگاهیست که تنها شده ام

قصه ی غربت صحرا شده ام

من که بی تاب شقایق بودم

همدم سردی یخ ها شده ام

کاش چشمان مرا خاک کنید

تا نبینم که چه تنها شده ام .

 ***  ***  ***

هیچ کس اشکی برای ما نریخت

هر که با ما بود از ما می گریخت ،

چند روزی هست حالم دیدنیست ،

حال من از این و آن پرسیدنیست ،

گاه بر روی زمین زل می زنم ،

گاه بر حافظ تفاءل می زنم ،

حافظ فالم را گرفت ،

یک غزل آمد که حالم را گرفت ،

ما ز یاران چشم یاری داشتیم ،

خود غلط بود آنچه می پنداشتیم .

 ***  ***  ***

کاش هرگز در محبت شک نبود

تک سوار مهربانی تک نبود

کاش بر لوحی که بر جان دل است

واژه تلخ خیانت حک نبود .

***  ***  ***

اگرچه نازنینان را وفا نیست

گلستانی چو باغ آشنا نیست

اگر بر اوج آسمان هم پا گذارم

دلم یک لحظه از یادت جدا نیست .

 ***  ***  ***

دل که رنجید از کسی ،

خرسند کردن مشکل است ،

شیشه بشکسته را پیوند کردن مشکل است ،

کوه را با آن بزرگی می توان هموار کرد ،

حرف ناهموار را هموار کردن مشکل است

|+|
نوشته شده توسط پریسا در چهارشنبه پانزدهم مهر 1388 و ساعت 0:53 قبل از ظهر
© 2006-2007 Clickcon.blogfa.com - All rights reserved - Powered by Blogfa.com - Temp by  C l i c k c o N