



شبهایی که میرن و میان
تو نیستی کنارم
ای عزیز تر از جان
چرا رفتی از کنارم
نمی خوام که بی تو باشم
به ستاره ها چشم بدوزم
این نغمه های زیبا
بدون تو نداره معنا
بدون تو عزیزم
آسمون دلم یه ریز داره می باره
نیستی که زیر بارون
پر بزنیم بریم به کهکشون
اونجایی که جدایی نداره رنگ و بویی
بزار بگم نازنینم
دنیام بدون تو سیاهه
شادی مثل حبابه
هر شب که سر میزارم
یه دم کابوس میبینم
اینجا تو تب دارم میسوزم
نیستی به چشمت چشم بدوزم
عزیز نازنینم
با گذشت روزها
عشق من میره به افق ها
نیستی که پر بگیرم
یه دم آروم بگیرم
کاش بودی کنارم
ای عزیز نازنینم
تا دیگه نغمه ی غم نخونم
تو خیالم تو رو به یاد میارم
نبینم چشمای خیس و گریونت
الهی من برم به قربونت
بدون تو دنیای من
سیاه تر از سیاهی هاست
بزار بهت بگم خلاصه
که دوستت دارم همیشه
تقدیم به کسی که شب و روزم را با یادش سپری میکنم.
این شعر رو با یاد تو برای تو سرودم امیدوارم که خوشت اومده باشه عزیزترینم.
پریسا
نوشته شده توسط پریسا در چهارشنبه چهاردهم آذر 1386 و ساعت 11:51 بعد از ظهر