**اگرمیخواهی شام یک نفر بدهی به اوماهی بده واگرمیخواهی شام یک عمراورابدهی به اوماهیگیری بیاموز
**اگرزشتی ها ی خود را در روشنی قرار دهید همه زیبایی های شما در سایه و درتاریکی قرار میگیرد
**در بطن هر انسان فرشتگانی وجود دارند که تنها آرزویشان آن است که زاده شوند.
**اگر برگ درخت درپاییز نمی افتاد جایی برای روییدن برگهای بهاری پیدا نمیشد.
**شاید توصیه هایی که به دیگران میکنی برای یادآوری به خودت باشد!
**در هر لحظه آنچه را که هستی فدای آن چه که می توانی شوی کن
**غرور مانند باد کنک است هر لحظه ممکن است بترکد
**بیاموز که همیشه از چیز های خوب صحبت کنی
**درازترین سفر با یک گام برداشتن آغاز میشود.
**برترین کارها کاری است که برای خدا باشد.
**دوری ازگناه زیباست اما درجوانی زیباتر
**یک روزرا نباید 365 بارتکرارکرد!
***




گره در ابروانش و غرولندی زیر لب!
شاعر آمد و خواست شعری بنویسد که قلم خود را کنار کشید و گفت:
تو عمری مرا به کار کشیده ای اما هنوز آس و پاسی!
شاعر گفت من از عشق و محبت می گویم اما...
مردم از مرگ و نفرت می خواهند!قلم گفت:بنویس
عشق و محبت با مرگ و نفرت از بین نمیرود!

دلم تنگ است،به دیدارم بیا هر شب
شبم را روز کن در زیر سر پوش سیاهی ها
بیا بنگر چه غمگین و غریبانه
دلی خوش کرده ام با این پرستو ها و ماهی ها
و این نیلوفر آبی و این تالاب مهتابی
شب افتاده است و من تنها و تاریکم
و در ایوان من دیریست در خوابند
پرستوها و ماهی ها و آن نیلوفر آبی
بیا ای مهربان با من / بیا ای یار مهتابی






در تمام طول تاریکی